فقط قَراره به یادت غَمامو جشن بگیرم... - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 17:02
توی این دو سه ماه گذشته به اندازه ی همه ی عمرم آهنگِ دری وری و چرت شنیدم...حتی خواننده هایی که امیدواریم خوب بخونن هم میرن تو جاده خاکی و یجورِ مسخره و عجیبی چرت میخونن و تقریباً تصویرِ نسبتا خوبشون ر
#انتقام_سخت - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 17:02
وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَهرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند.بلکه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی د
گریه های اصیل! - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 17:02
..گریۀ عوامانه یعنی چی؟یک سالی من شب عاشورا یک بحثی کردم تلویزیون پخش شد. توی آنجا گفتم شب عاشورا امام حسین به یارانشان فرمودند که بروید لباسهایتان را بشویید، این لباسها کفن شما خواهد بود. آماده با
خدایا انتظار داری من چی بشم؟! - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 17:02
احساس کمبود محبت میکنم به دلیل عدم ایمان به مهربانی تو...احساس تنهایی میکنم به خاطر عدم ایمان به مهربانی تو...میرم دنبال سرگرمیهای بیخود، به دلیل اینکه ایمان ندارم به مهربانی تو که از مهربانی تو لذت ببرم، میرم جای دیگه لذت میبرم...میخوای من بد نشم؟ منم ایمان ندارم به مهربانی تو و اِلّا بچۀ خوبی میشد...
میزنم دم زِ علمدارِ رشیدِ حرمِ عشق! - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 17:02
نوستالژی اختصاصی - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 17:02
برای فرزاد....با آرزوی یادآوری + چه روزهای خوبی داشتم اونجا....چه آرامشی داشتم بعد از حرف زدن باهاتتو تنها واقعاً برادر بزرگی هستی که توی دنیای واقعی هیچ وقت نداشتم+ حالا روزای خیلی زیادی میگذرن که حرفام توی گلوم خفه شدن و......+ حالت خوبِ خوب همیشه....عزیزم❤
اُخَیَّ....إِلَیَّ.... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 5:37
خواهرش بر سینه و بر سر زنانرفت تا گیرد برادر را عناندر قفای شاه رفتی هر زمانبانگ مهلاً مهلنش بر آسماناهل دل را آتش اندر جان زنان بی تو ای وای من و طفلان، حسینصبر کن ای جان سَنَ قربان، حسین.....
الهامِ بی خاصیت... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 5:37
از این پست به بعد رمزِ ثابت دارم...تا عین خنگا هربار نیام از تو مدیریت رمزو بردارم...(آیکُن خاک بر سرانه)
وادیِ حیرت! - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 5:37
ای فرزند آدم...تو حالا در سخت ترین و حساس ترین روزهای بشریت ایستادی...حالا تو داری روزهایی رو تجربه میکنی که هرگز کسی تجربه نکرده....و در دنیایی زندگی میکنی که هرگز کسی زندگی نکرده...این بختِ تو بوده.
ای آرامش من... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:25
غم پروریم ؛ حوصله ی شرحِ قصه نیست.... +دلتنگی
با چنیـن عالمی کـه من دارمـ / یک قدمـ تا تلف شدن دارمـ .... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:25
نرگس میگفت کار مهمترین اتفاقیه که توی این روزا میتونه برای ما بیفته...میگفت اگه کار پیدا کنیم یه بخشِ بزرگی از حالِ بدمون تبدیل به حالِ خوب یا لااقل حالِ قابل تحمل میشه...میگفت میتونیم به وسیله ی پولی
جنگ جنگ تا پیروزی!! - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:25
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی / آمده مجموع در ظلال محمد... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:25
وَمااَرْسَلْناک اِلارَحْمَه للِعالَمِین.......+ مثلِ وقتی که مکه فتح شد و همه دنبالِ انتقام بودن...ولی تو فقط گفتی أَلْیوْمُ یوْمُ الْمَرْحَمَةِ....+ حتی اون موقع هم نفهمیدن که توی قلبت چی میگذره...+
ثبتِ نوشته ی جدید... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:25
توی این یک هفته ای که نت نداشتیم ؛ ینی داشتیم ولی به همه جا دسترسی نداشتیم....بسی راحت بودیم...اَی خوب بود....اَی خوب بود.... البته با اون دسته از آدمایی که میخواستیم هنوزم ارتباطمون رو داشتیما...ولی
도깨비 - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:25
Every Moment I spend With You ; ShinedBecause The Weather Was Good ; Because The Weather Was BadAnd Because The Weather Was Good Enough...I Lovely Every Moment Of Itkim shin-click - click
خودت را از ما دریغ مَکن... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:25
خدایا!خسته ایم.دلگشاتر از تو کیست؟!درمانده ایم....کریمتر از تو کجاست؟!
مَدُسِین! - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:25
+ فردا امتحان کلاسیِ مهم داره....تنها جایی که میشه پیداش کرد تو اتاقه....اونم وقتی نشسته جلوی دستگاه و CD هاشو پاچونده دور و برش...و دونه دونه داره دسته بندیشون میکنه برا بعدا که ببینه....بعد میان سرش
115 - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 1:10
........ و بالاخره....امروز صبح اینو توزیع کردن! بعد از چهار سال..... :||| نسخه ی خانگی کدوم فیلمو انقدر کش دادن تو دنیا؟! +یکی از بهترین ها.....قطعاً... +دیدنش حسِ خیلی خوبی داره! +++ پیامبرِ مهربانی ها :) .. +محسن تنابنده تو این فیلم یه آدم دیگه س.... +دیدنش شدیداً توصیه میشه....لذت ببرید و افتخار...
117 - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 1:10
+داشت پشتِ سر هم و یه بند اظهار ناراحتی میکرد که گوشیِ من سوخته ؛ داشت میگفت ناراحتم الهام که نمیتونی گوشی بخری فعلا...داشت راضی م میکرد مثلا ، که حاضر شم از بابا پول بگیرم برای خریدنش.... فردای همون شب زنگ زد....گفت گوشیِ خودمم سوخت! . +چند شب پیش مشغولِ دیدن این فیلم بودیم....و چقدر آهنگ داشت!.......
118 - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 1:10
Bir kavga nasılda hoyratیک دعوا چقدر بد و شکننده ستSavaşırken savrulurken büyüttü hayatزندگی مارو وقتی داشتیم مجادله میکردیم و زخم میخوردیم بزرگ کردBen sensiz yapayalnızdımمن بدون تو تک و تنها بودمSuyum oldu, aşım oldu ama aşksızdımهمه چیز داشتم اما بدون عشق بودمBir vurgundu geçtiğim yollarاین راهها...